انتظار
جالبه که مهندس نرم افزار باشی دکترات رو از کشور سوئیس گرفته باشی لیسانس و فوق لیسانست رو از صنعتی شریف گرفته باشی و جزئ نخبگان کشوری باشی ولی وقتی اسم بابای مفقودالاثرت می آد وقتی بعد از 32سال بهت می گن جنازه بابات پیدا شده و قراره بیای برای یه شهرستان سخنرانی کنی به جای این که مثل بقیه نگاه از بالا به پایین داشته باشی به جای این که بخوای حرف های شعاری بزنی و ... بایستی و بگی از خاطرات کودکیت که وقتی بچه های شهدا رو جلوی مراسم روی صندلی می دیدم همیشه آرزو داشتم منم یه روز جلوی مراسم روی اون صندلی ها بشینم و وقتی بابام مفقود شد و نشستم جلوی مراسم به تلخی نشستن اون جا پی برده ام و این که همیشه تو رویاهاش فکر می کرده یه جایی هست یه زندانی توی عراق که بابام اون جا زندانیه و می دونم که یه روز بالاخره آزاد می شه و بالاخره از شبی گفت که توی کشور سوئیس مستقیم شاهد اعدام صدام حسین بوده و همون سه و نیم نصف شب به وقت ایران به مادرش زنگ می زنه که مادر صدام رو دارن می برن به سوی چوبه دار و مادرش به رسم زنان جنوب در وقت شادی پشت گوشی کل می زنه اما فوری شادی این اتفاق براش رنگ می بازه و می پرسه پس تکلیف زندانی که بابات توش اسیره چی شد صدام آدرس همه ی دخمه هاش که نداده و سال های سال مادر و بچه ها به این امید زندگی کردن تا این که یه باره گروه تفحص می آد و بهشون می گه جنازه باباتون پیدا شده و امید این بچه ها که الان هر کدومشون برای خودشون یه مردی شدن و یه کاره ای هستن اونم نه از صدقه سر خون باباشون بلکه از صدقه سر هوش و استعداد و پشتکار خودشون ناامید می شه و همشون برمی گردن شهرشون تا توی اون هوای گرم شاهد تشییع دو شهید با نام و چهار شهید گمنام بشن و بازم به یادشون بیاد که این همه مردم در این روز گرم شرجی که از سر تا پا خیس عرقی به عشق شهدا اومدن و به پاس رشادت های اون ها .....
روز های خوبی بود با اینکه گرما پوست هممون رو کند ولی حس های خیلی خیلی خیلی خوبی تجربه شد
بخصوص وقتی که نادانسته داری راه خودت میری و گریه می کنی و متوجه میشی یه تابوت شهید ناخودآگاه می آد رو سرت و تو از خوشحالی نمی دونی بخندی یا گریه کنی و وقتی دستت به تابوتشون می خوره... کاش شاعر بودم و می تونستم تشریحش کنم کاش.....
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۴ ساعت 8:45 توسط غاده
|
مدیریت بازرگانی خوندم رشته شیرینی بود اماموندم چرا رفتم این رشته خوندم همیشه عاشق علوم تربیتی و روان شناسی بودم